آتناآتنا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

❀ღ آتنا دختر طلایی ما ❀ღ

هجده ماهگیت مبارک آتنا جونم

٢ روز پیش یعنی 27 تیر من و بابا مهدی آتنای نازنینم رو برای واکسن 18 ماهگی بردیم.   این واکسن از جمله واکسن هایی که خیلی درد داره و علائم بعدش مثل تب و درد شدید جای واکسن تا چند روز می مونه.  آتنا تا دیشب هم نمی تونست راه بره ولی دیشب با تلاش تونست چند قدمی رو لنگان لنگان برداره. الهی فداش بشم که تو این دو روز نتونست اون جور که دلش میخواد آتیش بسوزونه و شیطونی کنه  ایشالا زودتر پات خوب میشه قربونت برم.   ...
29 تير 1392

سفر کیش

اولین مسافرتی که با مامانی و بابایی و دایی و زندایی به کیش رفتیم، مامانی روی شن های ساحل اسم قشنگ تو رو نوشته، مامان و بابا دوست دارند تو دلت مثل دریا پاک و زلال و آبی باشه. ...
1 تير 1392

6 ماهگی فندق قلقلی

٦ ماه شده که فندق قلقلی قدم بدنیا گذاشته، تو این مدت تمام تلاشش رو میکنه تا بتونه با این دنیای شلوغ و رنگارنگ کنار بیاد، گاهی کم میاره و سر به گریه میذاره، گاهی هم با لبخندش خونه رو پر میکنه. عزیزم ،من و بابایی دوست داریم همیشه خنده رو روی لبات ببینیم. ...
1 تير 1392

بابایی عاشقتههههههههههههه

این عکس فقط چند ساعت بعد از به دنیا اومدن تو گرفته شده، بابا مهدی اینقدر هیجانزده و خوشحال بود که باورت نمیشه. تازه از همه جالب تر این بود که همه می گفتن تو خیلی شبیه بابا مهدی هستی، و بابا مهدی هم با شنیدن این موضوع خیلی بیشتر خوشحال می شد. ...
29 خرداد 1392

بادبادک

کـوچـکـتـــر کـــه بودیـــــمـ .. ایمــانِـمــــان بـزرگـتــــر بـــــود .. بـادبــــادکـــــ مــــے سـاخـتـیـــمـ .. نمـــے تَـرسیـــدیــمـ بـــــاد نبــــاشـــــد! … ...
29 خرداد 1392